دیدم یکی لطف کرده برای پست ها تعداد خیلی زبادی کامنت گذاشته . بعلت خصوصی بودن بعضی نظرها و همچنین حجم زباد پیامهاش نمیتونم الان جوابش رو بدم . ببخشید .
ممنون از پیام ها و راهنمایی های فراوونی که برای هر پست زحمت کشیدید ! 💐
یکی رو میشناسم ، گذشته از اینکه تو شهرمون آدم تابلویی هست و خیلیا میشناسنش ، مغازه داره ، آدم خوبیه از این نظر که به کسی بدی نمیکنه ! آنهمه سال از سنش گذشته هنوز ازدواج نکرده !
ولی میدونم یعنی خودش میگفت که هربار اونجور برنامه ها با دختر و کلا هرکی بهش پیشنهاد میده و اهلش هست داره .
درسته ازدواج قسمته ولی هرگونه اصرار و پافشاری کردن رو هر موردی نتیجه خوبی به همراه نداره !
ولی اینجور زندگی مجردی تا اخر عمر برای من که نیاز هم دارم واقعا نگران کننده است !
من دوس ندارم چشمم دنبال هرکسی باشه ، خیلی بده ، از اینجور آدمای هوسباز که هربار با یکی برنامه دارن و سیر نمیشن خوشم نمیاد .
آدم باید از روی دوست داشتن فقط با یه نفر باشه و بهترین راهش ازدواج هست .
مخصوصا برای من ک پاک موندم !
نمیدونم حکمت کار خدا چیه که اینهمه دعای هرروزه مستجاب نمیشه و اینقدر به طول انجامیده .
البته چندتا دلیلش رو خودم میدونم ، مشکلاتی که دارم رو اگه تونستم به طور مفصل درباره ش مینویسم.
امروز با یکی از بچه ها درمورد ازدواج صحبت میکردیم بهش گفتم ازدواج هم روزیه ، روزی چه خصوصیتی داره ! اولا از جانب خداست و اینکه واست فرستاده میشه ، یعنی خدا واست میفرسته !
دوم اینکه وقتی یه چیزی روزی باشه به خوشی از گلوی آدم پایین میره !
سوم اینکه روزی رو کسی نمیتونه ازت بگیره !
اگه چیزی روزی انسان باشه جز خدا کسی نمیتونه اونو ازت بگیره.
راضیه ، باهاش معذب نیست همتای خودش رو پیداکرده !
من اگه این مقدار پختگی رو سالهای قبل داشتم خیلی بهتر عمل میکردم ، هرچند هنوزم دیرنشده ! متاسفانه کمرویی ، گوشه گیری و یه سری مشکلات دیگه باعث شد بهترین دوران عمرمو هیچ استفاده ای نکنم .
در این مورد حرف زیاده باید یه روز بشینم مفصل از ب بسم الله بنویسم.
خوبیش اینه که خووم رو بهتر میشناسم.
دیشب خواب دیدم تو سربازی ام ، دم در نگهبانی میدادیم ، بعد فرمانده اومد ، همونجا مارش نظامی زدن اومد جلو ... ما احترام گذاشتیم ، کنار من ایستاده بود ، سرشو آورد سمت من و منو بوسید، منم بوسیدمش ! گفت خیلی تو رو دوست دارم ! کاری میکنم تا اخرش یه جای راحتی باشی ...
همیشه من خواب میبینم که سربازیم تمام نشده و مقداریش مونده باید بایستم تمام بشه . هنوز اثراتش هست...
بعد دوباره خواب دیدم سربازیم تمام شده و باید برم کارت پایان خدمتم رو بردارم ، و داشتم برای حرکت از خونه لباس نظامی و پوتین میپوشیدم . نمیدونم چرا خیلی سختم بود .
امروز رفتم یه کیف مسافرتی گرفتم ، خیلی دلم واسه تهران تنگ شده و ممکنه این سفر نزدیک باشه!
احتمالا برای بعد ماه مبارک رمضون تو اردیبهشت که هوا واقعا عالیه !
خلاصه ، رفتم دیدم اون رنگ ک میخواستم رو نداشت ! گفتم حالا ک من عجله ندارم ، بعدا باز میام ، صاحب مغازه آشناست ، جنس خوب میاره ! از نظر ضرافت و زیبایی هم خیلی به دلم نشست !
چون به نیت خرید کیف رفته بودم چندتامغازه دیگه م سرزدم !
یه مغازه کیف داشت و بنظرم بدنیومد ، ولی مثل اون ک از اول دیده بودم نبود ! یکم زمخت تر بود ، زیپش هم زمخت ، جالب نبود . خیلی از جنسش تعریف کرد، خودش برام خیلی تخفیف داد منم برداشتم .
تو راه ک داشتم میومدم دیدم دستم داره درد میگیره ، جادستیش سفت بود! گفتم حالا دیگه برداشتم ، درست نیست پس بدم . فوقش خرت و پرتام رو داخلش میریزم.
بعد فکرمیکردم آه چقد بده ! مثلا بری خواستگاری ، کامل دلخواهت نباشه، تو رو دربایستی بیفتی برش داری ، تو دلت نباشه بعد یه عمر گردنته و ته دلت ناراضی! خیلی سخته ! خیلی
سوار تاکسی شدم ، همینطور ناراحت بودم، از جنسی که خریدکردم راضی نبودم ، همونجا تصمیم گرفتم برگردم پس بدم و بجاش یمقدار صابون و مواد شوینده بگیرم تا مغازه دارم راضی باشه . ب راننده گفتم دور زد و برگشت😀
بهش گفتم اینجور و از کیفه راضی نیستم ، گفت چیکارکنم گفتم نمیدونم ، روم نمیشد بگم میخام پس بدم ! گفت بهترشو بدم گرونتره ! گفتم اشکال نداره ! حاضر بودم پول بیشتر بدم ولی خوب باشه ب دلم بشینه !
یه کیف بهتر داد ! ضریف تر و نرم تر ، وزن کرد ۳۰۰ گرم سبک تر بود ! جادستیشم سفت نبود ، دست خسته نمیشد! زیپ هاشم زمخت نبود!
خلاصه همون رو برداشتم اومدم خونه ! ولی این بار دلم راضی تر بود .
والا ادم برای هرچیزی تو رودربایستی بیفته خیلی بده !
قبلا تو نوجوونیم تو این رودربایستی ها زیاد میفتادم و مجبور میشدم لباس یا هرچیزی بود با ناراحتی استفاده کنم یا ...
بعدش دیگه حواسمو خیلی جمع میکردم !
این بارم اشتباه کردم ولی زیر بار ذلت نارضایتی نرفتم.
اینترنتم خیلی داغوون بود !
۲۰۲۰ مخابرات استفاده میکنم ، قیمتاش نسبتا مناسبتره !
این یا قط بود وقتی ام وصل میشد رو صفحه مرورگر گوشی پیام
your conection is not private
میومد !
تماس گرفتم و پیگیری کردم گفت امنیت مودمت پایینه ! گزینه هایی تو تنظیمات مودم گفت ، تغییرش دادم بازم مشکلم حل نشد. مسئول دفتر ۲۰۲۰ منطقه مون گفت بله این مشکل وحود داره و شما باید باهاش کنار بیای [تعجب] دیگه تصمیم جدی گرفته بودم سرویسم رو تغییر بدم .
پیرو تماس های قبلیم با پشتیبانی اینترنت یکی از کارکنان گفت دی ان اس های مودمم رو تغییر بدم و مقادیری که خودش گفت رو وارد کردم ، که انموقع بهتر شد ولی بازم مشکلم بطور کامل حل نشد ، دائم تاکید داشتن ایراد از مودم هست و با یه دستگاه دیگه امتحان کنم که امکانش برای من وجود نداشت . یعنی مودم نو گرفته بودم ، مودم قبلیمم داده بودم تعمیر ولی قدیمی بود و ازش مطمئن نبودم.
جالب بود وقتی این پیام ظاهر میشد با مرورگر کروم وارد بلاگفا و سایت ها میشد ولی همچنان موبایل بانک و چیزای دیگه قط بود!
تا اینکه اومدم همون مقادیر دی ان اس رو تووتنظیمات گوشیم وارد کردم !
چندروزیه مشکلم کامل حل شده ! فیلترشکن و پروکسیام بهتر کار میکنن !
هر مشکلی تا به پر و پاش نپیچی حل نمیشه !
فرضا اگر کسی به من علاقه نداشته باشه . هرچقدر به نظرم خوب باشه منم متقابلا مثل خودش رفتار میکنم ، همه چی تو هرنوع رابطه دوسویه و دوطرفه است. نمیشه یکی از دیگری خوشش بیاد و طرفش هم نخواد ولی رابطه شون پایدار بمونه .
کلا آدم باید فاصله شو با آدما حفظ کنه ! اما نمیدونم اگه ازدواج پیش اومد ، باکسی که باید هرساعت ، هرروز کنارش باشی چطور ممکن خواهد بود ! به نظر من زیادچسبیدن به آدما خوب نیست و ممکنه اونا رو کلافه کنه !
خوبیش اینه مردها بیرون و سرکار میرن ، این باعث میشه همون فاصله تاحدی حفظ بشه !
ولی خب اگر یه سری کارها حالت دورکاری داشته باشه و مرد زیاد بیرون از خونه نباشه آیا اصطکاکی بینشون بوجود نمیاد !
به نظرم در این شرایط هم باید دوری از همدیگه رو حفظ کنن ! حتی اگه دوتا جای جداگانه ندارن سرشون گرم کار خودشون باشه.
یه زمانی کتابی خوندم به اسم مرد مریخی ، زن ونوسی
زیاد یادم نیست ، مضمونش این بود میگفت مرد یا زن گاهی به غار تنهایی نیاز داره ! آقا یا خانم بعد از مدتی که باخودش کنار اومد از غار تنهایی خودش خارج میشه .
اونوقت دوباره زندگی به روال عادی خودش برمیگرده.